تبلیغات
وبلاگicon
* ◄◄ چمران كردستان |.: |.:

◄◄ چمران كردستان |.: |.:

ADS
+ +
نویسنده : سروش نوری جمعه 7 بهمن 1390, 12:45 ق.ظ
 

هوشنگ ور مقانی فرمانده قرارگاه استانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کردستان

شهید «هوشنگ ورمقانی» در سال 1338 در روستای «ور مقان» درشهرستان «سقز »به دنیا آمد.او تا پایان مقطع متوسطه دراین شهرستان درس خواند و.در اوایل سال 1358 در جهاد سازندگی شهرستان قروه به خدمت محرو مان همت گماشت .در اواخر همان سال یعنی همزمان با پیدایش گروهکهای ضد انقلاب در منطقه کردستان به خدمت مقدس سر بازی رفت و تمام مدت دو سال را در لشکر 28 پیاده کردستان خدمت نمود .شهید ورمقانی به خاطر ایثار و شجاعتی که در راه مبارزه با گروهکها نشان داد ؛موفق به دریافت مدال رشادت و لیاقت از دست فرمانده وقت لشکر شد .در سال 1360 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه در آمد .در همان آغاز ورود به عنوان فرمانده گردان ویژه نیرو های اعزامی از شهرستان قروه در نبرد با رژیم بعث عراق بخشی از جبهه قصر شیرین راتحویل گرفت . اودر این پست خدمات شایانی ارائه داد .مدتی بعد به عنوان مسئول گزینش سپاه شهرستان قروه منصوب شد و پس از آن فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بخش دهگلان را به عهده گرفت .در سال 1361 ازدواج کرد که ثمره این ازدواج سه فرزند پسر ویک فرزند دختر می باشد. در سال 1364 بنا به در خواست فرمانده تیپ بیت المقدس به آن یگان ماموریت یافت و تا پایان جنگ تحمیلی به عنوان جانشین ستاد و فرمانده پایگاه این تیپ در جبهه های جنوب و جزیره مجنون در کمال خلوص و شجاعت به مبارزه پرداخت .در سال 1368 برای گزراندن دوره دافوس به دانشگاه امام حسین (ع) درتهران رفت. در آن دوره هم به عنوان دانشجوی ممتاز انتخاب گردید .بعد از دوره دافوس به عنوان یکی از ارکان تیپ بیت المقدس در طراحی برنامه های رزمی و ستادی نقش کلیدی و به سزایی را انجام داد .در سال 1371 به سمت مسئول بازرسی و فرمانده یگان ویژه قرارگاه استانی شهید شهرامفر منصوب شد . در سال 1373 به عنوان پاسدار شایسته و در سال 1374 به عنوان پاسدار نمونه نیروی زمینی سپاه معرفی گردید .آن انسان نمونه سر انجام در غروب روز جمعه مورخ 1/4/1375 در محور قهر آباد سقز در کمین نیروهای ضد انقلاب افتاد و پس از 45 دقیقه مبارزه شجاعانه با آنها همراه با همرزم دلاور خود بسیجی عبدالرحمان مهربانی به فیض عظیم شهادت نایل شد .

اگر برای خصوصیات شهید حاج هوشنگ ور مقانی نمو داری ترسیم کنیم، ادب و متانت وی بالاترین در صد را خواهد داشت ..شهید ور مقانی بسیار با ادب و متین بود به طوری که یکی از فرماندهان سپاه پس از چندی نشست و برخواست باشهید ور مقانی از ادب سر شار وی متعجب شده و گفته بود اگر ذره ای از ادب حاجی را به تمام دنیا تقسیم نماییم بدون شک کسی را به عنوان بی ادب نخواهیم داشت. .شهید ور مقانی چهره مظلومی داشت ؛می شد سادگی و صمیمیت را در چهره او مشاهده کرد .حاجی مرگ را مونس خود می دانست و لحظه ای از یاد مر گ غافل نمی شد. به گفته یکی از همرزمان شهید او در هر بحثی به نوعی از مرگ سخن به میان می آورد و حتی لحظاتی که بیکار می نشست برای خود قبر درست می کرد و سنگ قبر می نوشت یک نمونه از سنگ قبرهاییکه حاجی در زمان حیاط خود می نوشته هنوز باقی مانده است .حاجی بسیار ساده و بی تکبر بود. او بیشتر اوقات با نیرو های تحت امر خود غذا می خورد و وقتی که علت این کار را جویا می شدی با کمال تواضع و فروتنی جواب می داد: به این علت که مبادا آنها فکر کنند ما برای خود ارزشی قایل هستیم .شهید ور مقانی در محضر شهدا احساس شر مندگی می کرد . باوجود آنکه بیشتر اوقات بدون نصب درجه در میان مردم ظاهر می شد اما هر گاه که در گلزار شهدا حضور می یافت بدون استثناءدرجه خود را بر می داشت و در جیب لباسش می گذاشت .این کار به آن دلیل بود که حاجی خود را در برابر شهدا کوچکتروبازمانده از آنان می پنداشت.ا و هر گز به خود اجازه نمی داد در محضر کسانی که به بالاترین درجه معنویی نایل گشته اند با درجه دنیایی خود حاضر شود .شهید ورمقانی با الگو گیری از عدالت سر شار حضرت امیرمومنان علی (ع)عدالت و برابری رادر هر امری رعایت می کرد .اودر جواب عموی خود که اصرار داشت پسر او را از خط مقدم به پشت جبهه انتقال دهد، می گوید:عمو جان شما پنج پسر دارید اگر چهار پسر شما هم شهید شوند باز یکی از آنها می ماند .پس آن پدری که تنها پسر خود رابه خط مقدم جبهه ها می فرستند و تنها پسر او به شهادت می رسد چه بگوید و چه بخواهد .او پس از آن دستش رابه طرف پیراهنش می برد و در حالی که پیراهنش راتکان می دهد خطاب به عموی خود می گوید :عمو جان این پیراهنی راکه در تن من می بینی از خون شهید است .آیا شما اجازه می دهید که من به خون شهدا خیانت کنم !!.شهید ور مقانی همیشه آرزوی شهادت داشت و از اینکه به جمع شهدا نپیوسته بود احساس ناراحتی می کرد .
اواحترام خاصی به والدین خود قائل بود. دست و پای پدر و مادر خود را می بوسید و یقینابا این کار می خواست که آنها را متقاعد سازد تا برای شهادت او دعا کنند .مشهور است وقتی پدر شهید ور مقانی می خواستند به زیارت خانه خدا بروند شهید ور مقانی پاکتی را که محتوی نامه ای بود، به ایشان می دهد و از پدر خود می خواهد تا نامه رادر کنار ضریح مطهر نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)باز کند و به آنچه نوشته شده است عمل نماید .پدر شهید ورمقانی وقتی در حرم نبوی (ص)پاکت نامه راباز می کند این عبارت را در نامه مشاهده می کند :
بسمه تعالی
پدر عزیزم دعا کنید تا خداوند سال 75 را سال شهادت من قرار دهد. اگر دعا نکنید مدیون هستید .التماس دعا، امام و رهبر عزیز و شهدا رافراموش نکنید .
این گونه بود که شهید در همان سال به آرزوی همیشگی خود یعنی دیدار حق نایل شد.
منبع:"اسوه های استقامت" نشر شاهد،13860تهران

درخواست شهادت

وقتی پدربزرگوار شهید ورمقانی می خواستند به زیارت خانه خدا مشرف شوند شهید ورمقانی پاکتی را که محتوای نامه ای بوده است به ایشان می دهد و از پدر خود می خواهد تا نامه را در کنار ضریح مطهر نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) باز کند و به آنچه که در نامه نوشته شده است عمل نماید. پدر بزرگوار شهید ورمقانی وقتی در حرم نبوی(ص) پاکت نامه را باز می کند این عبارت را در نامه شهید ورمقانی مشاهده می کند: بسمه تعالی _ پدر عزیزم دعا کنید که خداوند سال 75 را سال شهدات من قرار دهد اگر دعا نکنید مدیون هستید_ التماس دعا_ امام و رهبر عزیز و شهدا را فراموش نکنید. این گونه بود که شهید در همان سال به آرزوی همیشگی خود یعنی دیدار حضرت حق نایل شد.




برچسب ها : ةوشنگ ورمقانی , شهید , خاطرات , حج , درخواست شهادت , زندگی نامه , خصوصیات , آثار ,



» تشییع پیکر مطهر جانباز شهید عبدالرضا حسن بیگی در قروه + عکس ( یکشنبه 25 فروردین 1392 )
» شاهرخ اورامی هنرمند و شاعر نامدار كردستانی رخ در نقاب خاک کشید ( دوشنبه 9 بهمن 1391 )
» تبریک ( دوشنبه 9 بهمن 1391 )
» شهدای غدیر91 ( دوشنبه 15 آبان 1391 )
» انفجار مین در مریوان ( یکشنبه 14 آبان 1391 )
» این عید به اهل دین مبارک ( شنبه 27 خرداد 1391 )
» شهید طاهر لطفی ( چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 )
» شهید« مجید لطفی» ( چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 )
» حاج محمد طالبی ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» اولین شهید استان کردستان ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» شهید اسماعیل کرمی ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» شهید اسماعیل کرمی ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» عکسهای شهدای سریش آباد ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» دانلود عکس شهدای سریش آباد ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» شهید ناهید فاتحی کرجو ( سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 )
» سپاه پاسداران ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 )
» آشایی با گرو هك الحادی پژاك ( شنبه 2 اردیبهشت 1391 )
» شهدای زن کردستان ( پنجشنبه 31 فروردین 1391 )
» هیچ قدرتی نمی‌تواند نقش ایران در معادلات جهانی را نادیده بگیرد ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» پاسدار شهید حسن مدنی فر ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» پاسدار شهید محمد داربرزین ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» شهید رسول دژاهنگ ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» شهدای پاسدار کردستان شهدای امنیت و عزت هستند ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» شهیده ناهید فاتحی کرجوبه ( دوشنبه 28 فروردین 1391 )
» اطلاعیه ( جمعه 18 فروردین 1391 )
» That was Vrmqany ( پنجشنبه 3 فروردین 1391 )
» دومین جشنواره استانی وبلاگ نویسی حماسه نگاران بسیج کردستان به کار خود پایان داد ( پنجشنبه 25 اسفند 1390 )
» راه ما ... ( چهارشنبه 24 اسفند 1390 )
» اخلاص عمل ( سه شنبه 23 اسفند 1390 )
» شهادت ( سه شنبه 23 اسفند 1390 )
موضوعات

نویسندگان

» سروش نوری (71)

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


surooshn@yahoo.com

بسم رب المهدی(عج)

حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای
با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای
زیباتر ار این نام ندیدم به جهان
سید علی حسینی خامنه ای

**************************

شهدا شرمنده ایم!
و میان تو و خدا چه سری بود که خون خویش را به بهایش دادی و گذاشتی و گذشتی؟!
و من به چه می اندیشم که خونت را فرش راهم ساخته ام و میگذرم و نمیگذرم؟!
کاش منم مثل تو تموم زندگیم رو بریزم تو یه کوله پشتی و با خیال راحت سرمو بذارم رو خاک و چشمامو به تموم دنیا ببندم!
شهدا!
نمیشه دست ما رو هم بگیرید و ببرید پیش خودتون؟!
اینجا دیگه جایی برا زندگی کردن نیست! دیگه تو این شهر نمیشه نفس کشید!
شهدا دلمون تنگتونه!

ایجاد کننده وبلاگ : سروش نوری

سایت شهید حاج احمد کاظمی
استخاره آنلاین با قرآن کریم

*

لینک ها