تبلیغات
وبلاگicon
* ◄◄ چمران كردستان |.: |.:

◄◄ چمران كردستان |.: |.:

ADS
+ +
نویسنده : نوری پنجشنبه 27 بهمن 1390, 10:11 ق.ظ


برچسب ها : مطالب , چمران , كردستان ,


نویسنده : نوری یکشنبه 25 فروردین 1392, 11:44 ب.ظ
با بدرقه مردم و همرزمان "شهید عبدالرضا حسن بیگی" این شهید دلاور در گلزار شهدای قروه آرام گرفت.

به گزارش خبرنگار سپاه بیت المقدس از قروه، امروز شهرستان قروه با عطر و بوی شهدا آمیخته شد و مردم این شهرستان میزبان یکی دیگر از یادگاران 8 سال دفاع مقدس بود.

شهید عبدالرضا حسن بیگی یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس پس از تحمل چند سال جراحات ناشی از ترکشهای موجود در بدنش در بعدازظهر روز سه شنبه 20 فروردین ماه شربت شهادت نوشید و در گلزار شهدای قروه همسایه شهدای دیگرشد.

پیکر این شهید گرانقدر از مقابل سپاه قروه تا گلزار شهدا در دستان مردم شهید پرور قروه تشیع و در قطعه شهدای گلزار آرام گرفت.

مجلس ختم شهید عبدالرضا حسن بیگی امروز ساعت 3 بعداز ظهر در مسجد سیدالشهدای قروه برگزار می شود.



برچسب ها : تشییع پیکر مطهر جانباز شهید عبدالرضا حسن بیگی در قروه + عکس , جانباز عبدالرضا حسن بیگی ,


نویسنده : نوری دوشنبه 9 بهمن 1391, 11:37 ب.ظ

  

                                      

به گزارش خبرگزاری فارس  شامگاه 26/10/91 «شاهرخ اورامی» هنرمند و شاعر نامدار کردستانی متخلص بهماموستا اهون متولد 1332 شهرستان سنندج و یکی از عاشقان ادبیات کردی و فارسی بود که پنج‌شنبه شب در سن 59 سالگی به دلیل ایست قلبی در بیمارستان توحید سنندج درگذشت.

این هنرمند ساعت 21 پنجشنبه پس از انتقال به بیمارستان به دلیل حمله قلبی، از دنیا رفت.

بر اساس این گزارش، از آثار این شاعر کشورمان می توان به «تولای علی(عدر فرهنگ کردهای اهل سنت جهان»، «شعاع مهر حسین(ع)»، «دیوان شعر کردی فاطمی و علوی»، «تولای حسین(ع) در ادب اهل تسنن»، «مهر رضوی در آئینه ادبای کرد» و «ترا من دوست دارم» اشاره کرد.

گفتنی است؛ مراسم تشییع و خاکسپاری این هنرمند نامی تا دقایقی دیگر با حضور اقشار مختلف مردم و مسئولین از مسجد ملاویسی سنندج به سمت بهشت محمدی این شهر برگزار می‌شود.

                                   

                                        شعری رضوی از مرحوم اورامی:

 یا امام رضا(ع)

ای کوکب روشن ولایت 

ای پرتو مشعل هدایت

ای مرتبه بلند تجرید 

ای نغمه عاشقان توحید

راضی به رضا سلیم تسلیم

ای جلوه«فی احسن تقویم»

ای شمسه برج خاورانم 

 ای شعله طلوع جانم

ای لمعه عشق پاک و سرمد        

 ای گلبن گلشن محمد(ص)

ای زاده موسی ابن جعفر            

 ای اختر هشتم پیمبر

ای ضامن آهوان بی کس     

     بازآ و به داد بی کسی رس

کو یاد تو را به دل نماید     

  و از نام خوشت گره گشاید

بگشای گره ز کار و بارم       

 جز مهر تو ضامنی ندارم

آید ز حرم دوای دردم              

بگذار کبوتر تو گردم

بر گنبد تو سری بسایم      

 و از مأذنه ات رسد ندایم

نی نی غلطم کجا نگارا

 بینم که کبوترم خدا را

زیرا که سگی در آستانم  

  قربان طریق خاندانم

مگذار سگت به سنگ گیرند

 با وی ره کین و جنگ گیرند

افتاده درگه وصالم  

 بنمای دمی از آن جمالم

تا وارهم از غم زمانه  

 ای باز بلند آشیانه

                           خاطره ای از مرحوم اورامی:

به گزارش ایرنا، «شاهرخ اورامی» یکی از شاعران کرد اهل تسنن و ساکن سنندج است. او در سال 67 در دیدار رهبرمعظم انقلاب اسلامی با شاعران سنندج شعری را تقدیم ایشان کرد.

    وی در گفت وگو با ایرنا گفت: کتابی را با نام «شعاع مهر حسین(ع) در ادب کرد اهل سنت» نوشته و به رهبر معظم انقلاب تقدیم کرده است و حالابرای سفر مجدد ایشان به کردستان لحظه شماری می کند.

    وی درباره خاطراتش از سفر سال 1367 رهبرمعظم انقلاب به کردستان چنین گفت: یک ماه قبل از اینکه ایشان به کردستان تشریف بیاورند، استاندار آن وقت کردستان از من خواستند که چون به وضعیت فرهنگی استان آشنا هستم، تعدادی از شعرا، فرهیختگان و اساتید دانشگاه کردستان را برای ملاقات با رهبرمعظم انقلاب دور هم جمع کنم. اما قرار شد، به علت مسائل امنیتی بعد از جنگ و شرایط خاص آن روزها، تا زمان رسیدن ایشان به منطقه چیزی گفته نشود. جنگ تمام شده بود و گروهک ها و جدایی طلب ها مشغول فعالیت بودند. با این شرایط ما به هرکدام از اساتید که موضوع را گفتیم با کمال میل و به عشق رهبر پذیرفت که در دیدارها حاضر شود. یکی ازشعرای بسیار خوب منطقه مرحوم گلشن کردستانی بود. وقتی رهبرمعظم انقلاب او را دیدند گفتند: شما باید آقای گلشن باشید. من شما را سالهاست که می شناسم و شعرهای خوب شما را می خوانم و آنها را برای خودم می نویسم. من شما را با آن قصیده معروف در «وصف غار حرایتان» می شناسم و شروع کردند به خواندن چندبیت اول آن قصیده یک شبی غار حرا پرنور گشت/رازگاه رشک کوه طور شد. بعد رهبر معظم انقلاب رو کردند به مرحوم گلشن و فرمودند: مردم به ما گله می کنند که چرا مسئولان فرهنگی ما بومی نیستند. من هم از شما این گله را دارم که با این همه توانایی چرا در تهران ساکن هستید. مرحوم گلشن هم امر آقا را اطاعت کرد و بعد از آن به کردستان برگشت.

    شبی که قرار بود شاعران در محضر رهبرمعظم انقلاب شعرخوانی داشته باشند، من هم حاضر شدم. بعد از شعر مرحوم گلشن بنده هم که شاعر جوانی بودم در مقابل ایشان به زبان کردی، عربی و فارسی شعر خواندم. از جمله شعری که این طور شروع می شد: سنندج نورباران گشته امشب/صفای جان یاران گشته امشب. هر کدام از شاعران که شعر خود را می خواندند آقا به آنها بارک الله می گفتند اما بعد از اینکه من شعرم را خواندم ایشان پیشانی مرا بوسیدند. من این بوسه را هیچ وقت فراموش نمی کنممن جوانی بودم که آقا در آن روز مرا شایسته لطف خودشان دانستند.




برچسب ها : شاهرخ اورامی هنرمند و شاعر نامدار كردستانی رخ در نقاب خاک کشید , شاهرخ اورامی ,


نویسنده : نوری دوشنبه 9 بهمن 1391, 12:43 ق.ظ
mohammad rasolalah yasgroup.ir 26 عکسهای متحرک به مناسبت میلاد رسول اکرم (ص)

ولادت خاتم الانبیاء  محمد مصطفی ص وامام صادق ع بر تمامی مسلمانان  مبارک باد.

            


برچسب ها : تبریک ,


نویسنده : نوری دوشنبه 15 آبان 1391, 01:20 ب.ظ

پیکر پاک 6 شهید گرانقدر  بر روی دستهای مردم شهید پرور و انقلابی مریوان تشییع شد.
فرماندار مریوان گفت : این شهداءکه از اعضای گروه مین یاب شرکت پیام آوران ایمن وابسته به سپاه پاسداران بودند
 درروز عید غدیر بر اثر انفجار مین به جای مانده از جنگ تحمیلی در نوار مرزی ایران و عراق ما بین روستاهای
 تخریب شده پیرانشاه و پیراکهن به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
آقای رشیدی پور افزود: در این حادثه ،آرام پیروزی اهل روستای سردوش از توابع بخش خاومیرآباد مریوان ،
 بهروز غلامی و جعفر نامبردار هر دو از کرمانشاه ،صادق اسلامی نیا از سرپل ذهاب ،علی اکبر همتی
از همدان و محمدرضا نوری از اهواز به شهادت رسیدند.
پیکر مطهر این 6 شهید پس از وداع با شکوه مردم مریوان امروز برای خاکسپاری به زادگاهشان منتقل شد.
شهرستان مریوان با عراق بیش از110 کیلومتر مرز مشترک دارد و از مناطق اصلی عملیاتهای جنگ
در دوران دفاع مقدس بود که آلوده به مین است و سالانه چندین نفر بر اثر انفجار مین شهید و یا دچار
نقص عضو می شوند.


برچسب ها : انفجار مین مریوان , شهادت , خنثی کننده مین , اسامی شهدا ,


نویسنده : نوری یکشنبه 14 آبان 1391, 01:36 ب.ظ
 

دیروز شنبه مصادف با عید سعید غدیر بر اثر انفجار در عملیات پاکسازی میادین مین  در منطقه مریوان 6 نفر از کارکنان دلاور مین زدایی کشور به شهادت رسیدندو یک نفر نیز مجروح گردید.

طبق اخبار اولیه دریافتی از منطقه این حادثه در حین عملیات انهدام مهمات و مین های کشف شده در عملیات پاکسازی روی داده است.

  شهادت این عزیزان را به خانواده و همکاران ایشان تسلیت می گوییم

اسامی شهدا   بشرح ذیل می باشد :

1 - علی اکبر همتی

2- محمد رضا نوری

3- جعفر نامبرداری

4- آرام پیروزی

5- بهروز غلامی

6 صادق اسلامی





برچسب ها : انفجار مین مریوان , شهادت , خنثی کننده مین , اسامی شهدا ,


نویسنده : نوری شنبه 27 خرداد 1391, 03:42 ب.ظ





برچسب ها : عید , مبعث ,


نویسنده : نوری چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391, 12:46 ق.ظ
شهید طاهر لطفی

شهید طاهر لطفی

دهم خردادماه ۱۳۳۹ بود كه در روستای میرآباد علیا از توابع شهرستان بانه، متولد شد. هنوز شش بهار از عمرش نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و روزگار سخت یتیمی اش را آغاز كرد. وی در ابتدای نوجوانی، به محضر دایی اش شتافت كه از روحانیون بنام و ساكن در یكی از روستاهای شمال عراق بود. طاهر پس از چند ماه تحصیل علوم حوزوی و ختم قرآن در خدمت دایی خود، به زادگاهش بازگشت و برای ادامه تحصیل در مدارس جدید، راهی بانه شد. در سال ،۵۸ گواهینامه فارغ التحصیلی خود را از این مركز اخذ نمود و به كسوت معلمی درآمد. آغاز دوره جدید زندگی اش، مصادف شده بود با اولین بهار پیروزی انقلاب. همزمان با غائله آفرینی ضدانقلاب در كردستان، شهید لطفی نیز رسالت دیگری را برعهده گرفت و با مبارزه فكری و كار فرهنگی، مردم را نسبت به توطئه مزدوران استكبار و اهداف گروهكهای ضدانقلاب آگاه نمود. وی در كنار فعالیتهای ارشادی و روشنفكرانه، بسیجی مخلص و فداكاری بود كه دوشادوش برادران پاسدار، با عوامل گروهكی مبارزه مسلحانه می كرد و در اكثر عملیات های پاكسازی منطقه حضور داشت. شهید طاهر لطفی، در سال ۱۳۶۰ برای گذراندن یك دوره آموزشی همراه جمعی از پاسداران و بسیجیان شهر بانه، به اصفهان رفت كه این اردو نقش مهمی در شكل گیری بسیج این شهرستان داشت. او جوان متعهد و مومنی بود كه همواره بر علیه گروهكهای ملحد و جیره خواران بیگانه مبارزه می كرد. به طوری كه در طول مبارزه چندین بار توسط آنان تهدید به قتل شده بود و مزدوران ضدانقلاب، او را بارها به اسارت گرفته بودند. در یكی از این موارد مدت ۴۵ روز در اسارتشان بود كه با تحمل سخت ترین شكنجه های روحی و جسمی، امیدشان را برای دست كشیدن از آرمان و عقیده اش به یاس مبدل كرد. روز ۲۲ آذر ۶۲ بود كه سر كلاس به او خبر می دهند، -نیروهای سپاه در كوخان مشغول پاكسازی منطقه هستند- خبر به حدی اهمیت داشت كه او ناچار شد با بچه ها خداحافظی كند. نگاه نگران كلاس، معلم را تا آنجا كه دیده می شد، بدرقه كرد و او در حالی كه دلش از عشق و ایمان لبریز بود، خود را شتابان به منطقه درگیری می رساند. همین جا بود كه آموزگار بسیجی و روستازاده مومن، پس از سالها تلاش و تقلا در سنگر دانش و جهاد، به آرزوی دیرینه اش می رسد و همراه چند تن از همرزمان خود، شاهد شهادت را در آغوش می گیرد.


برچسب ها : شهید طاهر لطفی ,


نویسنده : نوری چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391, 12:42 ق.ظ

فرمانده گردان جندالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان« بانه »


شهید« مجید لطفی» در سال 1342 در روستای «میر آباد علیا» از دهستان« شوی» یکی از بخشهای شهرستان «بانه» به دنیا آمد . در سن دو سالگی از نعمت پدر محروم شد و تحت سر پرستی مادر قرار گرفت .در سال 1348 به مدرسه رفت و تا سال دوم دبیرستان به تحصیل ادامه داد .در سال 1359 از طریق اداره آموزش و پرورش شهرستان بانه طی یک اردوی جمعی متشکل از دانش آمو زان بسیجی به اصفهان مهاجرت کرد و مدت یک سال در یکی از دانشگاه های آنجا به فرا گیری آموزش های نظامی ؛عقیدتی و غیره پر داخت .هنگامی که از اصفهان باز گشت با همفکری و همکاری تعدادی از دوستان خود مبادرت به تشکیل پایگاه مقاومت بسیج در محل سکونت خود نمود و گرو هی را به عنوان گروه ویژه ضربت راه اندازی کرد .به خاطر لیاقت و شایستگی خاصی که داشت به سر پرستی آن گروه منصوب شد .در سال 1362 فرماندهی گردان ضربت حضرت رسول (ص)بانه راپذیرفت و در سال 1364 فرمانده گردان جند الله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان بانه شد .او بیشتر اوقات در تعقیب نیرو های ضد انقلاب به سر میبرد و می توان گفت در همه در گیری هایی که در منطقه اتفاق می افتاد با شوق و لذت خاصی شرکت می کرد .در همان سالی که فرماندهی گردان جند الله سپاه بانه راپذیرفت، به همراه گردان تحت امر خود به جبهه های مرزی سر دشت اعزام شد و مدت سه ماه در آنجا ماند .در دی ماه سال 1364 ازدواج کرد که ثمره ی آن پیوند، یک فرزند دختر می باشد .در تاریخ 7/4/1365 هنگامی که شهید همراه چند نفر از همرزمان خود در روی تپه ای در اطراف روستای سالک مستقر شده بو دند، پیرمردی با عجله جلو می آیدو شهید لطفی را می خواهد ,شهید لطفی خود را به پیر مرد معرفی می کند .پیرمرد به او می گوید :یکی از اقوام من که عضو گرو هک های ضد انقلاب می با شد به خانه ام آمده است و مکرر به قر آن توهین می کند و آن را می سوزاند به طوری که من دیگر نتوانستم تحمل کنم و پیش شما آمدم .شهید لطفی به خاطر تعصب عجیبی که به مقدسات اسلام داشت درنگ را جایز ندانست و همراه پیرمرد به طرف خانه ی راه افتاد .اما وقتی که به نز دیکی آن خانه رسید تیر اندازی شدیدی شروع شد و در این میان یک تیر به ناحیه چپ سینه او اصابت کرد و او به شهادت رسید .مزار مطهر شهید در گلزار شهدای شهرستان بانه می باشد .

از همان سالهای کودکی آثار حسن خلق، طهارت قلب و پاکی عقیده در سیمای او آشکار بود .چهار سال داشت که به فرا گیری قرآن مبادرت نمود و هشت ساله بود که آن را فرا گرفت . او همواره تلاش می کرد که قرآنی زندگی کند و از کو چکترین دستوری هم که در قرآن به آن اشاره شده است سر پیچی نکند .سجده های طو لانی و سر شار ازخلوص او تعجب همگان را بر می انگیخت . دعا و نیایش از برنامه های زندگی او با شمار می رفت .لحظه به لحظه زندگانی شهید لطفی زیبا بود . تمام خصایص اخلاقی او بارز می نمود و نمی توان خصیصه ای از خصو صیات اخلاقی او را به عنوان بارز معرفی کرد .بیش از اندازه متین و با ادب بود . هیچ وقت با صدای بلند حرف نمی زد و برسر کسی داد نمی کشید . متواضع و فرو تن بود . پست های بالا او را مغرور نمی ساخت و بر عکس هر چه از نظر مسئولیتی بالا می رفت، بیشتر متواضع و سر به زیر می شد .نفوذ کلام عجیبی داشت که حکایت از تقواوزهد بالا یش بود.مهربانی و رفتار صمیمانه او موجب می شد که جوانان زیادی جذب بسیج شوند و تا مرز شهادت پیش روند .شجاعت و شایستگی او را نمی توان نادیده گرفت . همه کسانی که او را می شناختند به شجاعت ،مردانگی و لیاقت او صحه می گذارند . شجاعت شهید ثابت شده بود نیرو های ضد انقلاب از او وحشت می کردند و بعد از شهادت اواز اینکه مانع محکمی رااز مقابل خود برداشته بودند خوشحالی می کردند و بی شرمانه شادی می کردند . او شیرین ترین لحظه زندگی خود را لحظه ای می دانست که در بحبوحه در گیری و مقابله با دشمن قرار می گرفت . وقتی که از در گیری بر می گشت نه تنها احساس خستگی نمی کرد بلکه با آب و تاب و شادی وصف نا پذیری به بیان چگونگی در گیری می پرداخت که این خود نشان دهنده روحیه عالی و شجاعت او بود .
منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثار گران سنندج ومصاحبه با خانواده ودوستان شهید
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر، ان الانسان لفی خسر، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا الصبر.
وصیت‌نامه‌ی شهید مجید لطفی
با درود و سلام به امام زمان،‌ مهدی موعود (عج) و امام بزرگوار و رهبر كبیر انقلاب خمینی عزیز و با سلام به امت شهیدپرور و حق طلب ایران اسلامی و با سلام به مادر عزیزم كه زحمت‌ها كشید و مرا بزرگ كرد و توفیق پیدا كردم كه در این راه قدم بردارم تا شاید بتوانم رضایت خداوند را حاصل نمایم و با درود و سلام به تمامی خانواده‌های شهدا كه خالصانه فرزندان دلبند خود را در راه اسلام و پیروزی حق بر كفر جهانی فدا نمودند.
خدایا شكر نعمت‌هایی كه به ما ارزانی داشتی و بالاتر از همه‌ی نعمت‌ها حاكمیت حكومت اسلامی، خدایا اگر انقلاب اسلامی نبود، خودت آگاهی كه ما همیشه زیر سلطه‌ی طاغوت و با نقشه‌های شیاطین در دریای فساد و تباهی غوطه‌ور می‌شدیم. (پیروی از هوای نفس چشم‌ها را كور، گوش‌ها را كر و قلب را سیاه می‌كند). خدایا شكرت كه رهبری قاطع، تزلزل‌ناپذیر و بیدار به ما عطا فرمودی تا ما را در صراط المستقیم رهبری نماید .
خدایا نعماتت به حدی زیاد است كه زبان از گفتن و قلم از نوشتن عاجز مانده، اما بیچاره كسی است كه درك نكند آن‌ها را. خدایا تو خودت فرمودی كه اگر ما یك قدم به سوی تو برداریم،‌ تو ده قدم به ما نزدیك می‌شی و من هم به این امید در راه تو قدم برداشته‌ام كه شاید توفیق تقرب و نزدیكی به تو پیدا كنم و در آخر از تو می‌خواهم كه لیاقت شهادت در راه خودت را نصیبم گردانی.
جوانان عزیز، به خصوص جوانان كردستان شما باید بیش از همه قدر این انقلاب و این رهبر را بدانید، زیرا فساد و تباهی دشمنان جمهوری اسلامی،‌ به خصوص گروهك‌های كافر را زیاد می‌نماید پس بر شما واجب است كه برای پیروزی اسلام حداكثر تلاش را به كار ببرید. (و جاهد فی سبیل الله با اموالكم و انفسكم) زیرا تنها راه سعادت، ایمان، جهاد، شهادت است. و به طور جدی از خانواده‌ام و فامیلان می‌خواهم كه هیچ گونه توقعی از دولت و ملت مسلمان نداشته‌باشید). در اینجا باید بگویم كه بر پدران و مادران واجب است كه فرزندان‌شان را در این را تشویق كنند، به خدا قسم اگر از فرزندانشان جلوگیری كنند كه در راه اسلام قدم بردارند، در قیامت شهدا یقه‌ی آنان را خواهند گرفت. آیا بهتر نیست فرزندانتان را به سعادت ابدی برسند، آیا نمی‌دانید كه این دنیا فانی است و فقط قیامت ابدی است، چرا باید به این دنیا بچسبیم و قیامت را از یاد ببریم و آیا ما برای یك زندگی پرتلاطم دو روزه به این دنیا نیامده‌ایم، پس وای بر مسلمانی كه این طور تصور كند كه باید با اطمینان كامل بگویم كه اینان گمراهانی هستند كه كر و كورند و لیكن خودشان درك نمی‌كنند.
مادرم برایم گریه نكن، بلكه برایم شادی كن كه پسری داشتی كه توفیق شهادت در راه خدا را پیدا نمود. مادرجان حلالم كن كه اگر برایت فرزندی خوب و خدمت‌گذار نبودم، اما انتظار دارم از دریای مهر و محبتت نصیبم كنی و حلالم كنی.
خدایا آیا ممكن است من هم لیاقت شهادت را پیدا كنم، چون گفته‌اند:
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه‌ صفتان زشت‌خو را نكشند
از برادرانم می‌خواهم كه اگر من قبل از آنها توفیق شهادت را پیدا كردم، برایم دعا كنند و حتماً برایم نماز بخوانند، به خصوص كاك طاهر كه نمازهایش قبول خواهد شد. شاید مورد رحمت خدا قرار گیرم (انشا الله) و هشت روز روزه‌ی قضا بگیرند، زیرا هنوز روزه‌های قضا شده را به خاطر تغییر مكان‌ها و عملیات نتوانسته‌ام بگیرم.
كریم جان تو كه متاهل شده‌ای و نصف دینت را به دست آورده‌ای، حتماً بر سر نمازهایت برای من و همه‌ی شهدا و پدرم فاتحه‌ بخوانی. خواهرم خوشحال باش كه برادرت در راه اسلام قدم نهاده است. خواهران مسلمان حجابتان را رعایت كنید، زیرا مشت محكمی بر دهان كفار و مشركین خواهد زد و این بر شما واجب است.
از تمامی كسانی كه به آنها ظلمی كرده‌ام یا اذیت و آزاری رسانده‌ام، چه اشتباهی و چه از روی حب نفس بوده، مرا آزاد نمایند(ببخشند). نگویید شهدا مرده‌اند، آن‌ها به زندگی جاوید رسیده‌اند، البته بنده اطمینان ندارم كه در ردیف شهدا باشم، زیرا بنده‌ای ذلیل و گنهكارم، مگر خداوند به كرم و بخشش خودش مرا عفو نماید. به امید پیروزی اسلام بر كفر جهانی
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
(السلام علیكم و علینا علا عباد الله الصالحین) مجید لطفی

وصیت نامه ای دیگر

...خدایا اگر حکو مت اسلامی نبود ما جوانان کجا می توانستیم فیض شهادت و سعادت جهاد را پیدا کنیم و چطور می توانستیم از من بودن به ما شدن صعود کنیم .خدا یا اگر انقلاب اسلامی نبود خودت آگاهی که ما برای همیشه زیر سلطه طاغوت و با نقشه های شیاطین در دریای فساد و تباهی غوطه ور می شدیم .جوانان عزیز به خصوص جوانان کردستان ؛ شما باید بیش از همه قدر این انقلاب و این رهبر را بدانید . زیرا فساد و تباهی دشمنان جمهوری اسلامی بخصوص گرو هکهای کافر رازیاد دیده اید. پس بر شما وا جب است که برای پیروزی اسلام حد اکثر تلاش را به کار ببرید (و جاهدو افی سبیل الله باموالکم و انفسکم )زیرا تنها راه سعادت ایمان ؛جهاد وشهادت است .
خدایا !اگر حکومت اسلامی نبود ،ما جوانان کجا می توانستیم فیض شهادت و سعادت جهاد را پیدا کنیم .خدایا !از تو می خواهم که لیاقت شهادت در راه خودت رت نصیبم گردانی .مادرم !برایم گریه نکن ،بلکه شادی کن که پسری داشتی و توفیق شهادت در راه خدا را پیدا نمود .

خدایا !شکر که رهبری قاطع ،تزلزل نا پذیر و بیدار به ما عطا نمودی تا ما را در صراط مستقیم رهبری نماید .
به خدا قسم !پدران و مادران ،اگر از فرزندانشان جلو گیری کنند که در راه اسلام قدم بر دارند ،در قیامت شهدا یقه ی آنها را خواهند گرفت .آیا بهتر نیست فرزندانتان به سعادت ابدی برسند .خواهران مسلمان !حجابتان را رعایت کنید .زیرا مشت محکمی بر دهان کفار و مشرکین خواهید زد و این بر شما واجب ست .
- جوانان عزیز ،بخصوص جوانان کردستان !شما بیش از همه ،قدر این انقلاب وا ین رهبر را بدانید .برادرانم !سر نماز هایتان ،برای من و همه شهدا و...فاتحه بخوانید .ای جوانان عزیز !دوران جوانی ،بهترین دوره ی خود سازی و تقرب به باری تعالی است .
مجید لطفی


برچسب ها : شهید« مجید لطفی» ,


نویسنده : نوری سه شنبه 26 اردیبهشت 1391, 11:28 ب.ظ

بسم رب شهدا والصدقین و المجاهدین

حاج محمد طالبی 

قافله سالار گردان حمزه

 

جرعه ای از دردودلهای جوانان کردستان

جوانان اهل ولایت آن هم در قم کردستان

آری اینجا سریش آباد است مهد دلیران

مهد طالبی و حیدری و کرمی و حاجیان

آن پهلوانان دلیر گذشته ز جان

افتخارش حاج محمد ببر کردستان

 

روزی از روزهای زندگی عاشقانه با پدر و مادرم درکلبه ی حقیقت ها و واقعیت ها،مشغول تماشای آن جعبه ی جادویی بودیم که برنامه ای از شقایق های شاهد،لاله های محبوب عاشق،همان جهادگران راه حق،شهیدان هشت سال دفاع مقدس به جلوه ی شیشه ای رنگ و بوی معنوی بخشیدند؛آن احساس که تحریک می شد،دوباره تکرار شدوسنگرهای فکرم را پر از ترکش کرد، آن حس سرافکندگی و یأس که چرا قهرمان دنیای من نباید در بین آن پهلوانان به چشم آید؟

دائم به خود می گفتم:شاید پدر در آن منطقه نبوده؟یا که شاید آنها از استان های دیگری هستند؟ نه،اصلاً شاید خبرنگار آن زمان فقط از رزمندگان پایتخت فیلمبرداری می کرده و اهالی کردستان برای آنها آنچنان اهمیتی نداشتند.

نمی دانم آنچه که همواره ذهنم را زخمی می کند را بر روی صفحه بیاورم یانه؟واهمه دارم ذهن شما هم مجروح گردد،اما به خود مجال و جرعتی خواهم داد و گوشه ای از آن تیر و ترکش های زخمی کننده ی فکر را بازگو خواهم کرد،تا اینکه خود بگیری از این مجمل،حدیث مفصل را.

چندین سال است که اهریمن مواد مخدر و نوچه ی نا خوانده اش پژاک چنگ بر غرب ایران،مهد دلیران و شیران از بیشه رهایی یافتگان زده اند؛برادران ارزشی نیروهای مسلح اعم از سپاه و نیروی انتظامی این مرز و بوم را هدف تیر و ترکش های خسمانه ی خود قرار داده اند،تا که رعب و وحشت را در دل اهالی ایجاد کنند؛جوانان رشیدی را به خاک و خون کشیدند تاکه به آستان مقدس امام قلب ها،سلاله ی زهرا(سلام الله علیها)،سید علی دلها ضربه ای وارد کنند،ام کور خواندند.

کسی از این ماجرا بویی نبرد چرا که خبرنگاران احساس وظیفه نمی کردند؛جوانی از مازندران یا نه از قم و تهران در کرانه های کردستان به درجه ی عظیم شهادت نایل شدند،جعبه ی  جادویی دست از پا گم کرده و مشغول انعکاس خبرگزاری های حزن انگیزی می شدند که انگار لشگری از آن استان ها از دست رفته اند.

این درد را ما در صندوقچه ی اسرار نگه می داریم،چرا که همین دردمان ارزشمند است،چه بسا خداوند حکیم می خواهند کردستان همچنان گمنام بماند،تا کسی نداند کردستان جوانان ولایی در بستر خود پرورانده،پله ای فراتر از آن هم علت وجودی برای خود یافته است،وقتی به نگاه بعضی ها ظاهر می شویم،نگاه شک آنها در چشمهایشان غریبی می کند و لب به سخن گشوده و می پرسند:مگر کردستان شیعه هم دارد؟عجبا!آری وجود ما برایشان حس اعجاب را تحریک می کند؛چرا که در اُتاق های فکر وظیفه های اصلی در جبهه های مشهور اعزام نیرو دارند،از نیروهای فکری از سربازان امام زمان(عج)،مبلغان راستین دین اسلام گرفته تا رسانه های خبری جعبه های جادویی همه و همه واهمه سوی کردستان،سوی قروه،سریش آباد(بهشتی شهر) آیند؛آری باید گفت:هرکسی توفیق محمود کاوه شدن را ندارد،تا که از مهد رضا تولد گردد و درکردستان محروم به ملکوت اعلی پرکشد؛اما مبلغانی در دامان آب و خاک سریش آباد  (بهشتی شهر) و قروه پرورش یافته و به خود کفایی دینی قله ی ولایت رسیدند؛آن هم بعد از نوش داروی بعد مرگ سهراب،زمانی که فرهنگ بی حجابی در قروه رایج شد و رقاص ها جایگاهی پیدا کرده اند؛این محرک های زخمی کننده ی فکر و اندیشه همواره سِنسُرهای هوشمندم را به کار انداخته و باعث به وجود آمدن اثر پیشرفتی در روانم گشته اند.

بعد از اینکه آن جعبه ی جادویی کار معنویش تمام شد،رو به آن محضر پاکی،آن شیدای عاشق کرده و پرسیدم:آیا می شود روزی از این روزهای دهر دنیایی،عضوی از آن راشدان جهادی را ملاقات کنم؟

این سوال بار اولم نبود که می پرسیدم،بلکه بارها بر سر زبان آورده و حتی گاهی در صدر خویش مخفی اش کرده ام؛چون همه و همه این مسألت را لغو و بیهوده به حساب می آورند،آری حق با آنهاست چرا که شهادت عُروجیست همراه رجعت؛تا که مولای کل عالَم نیاید،ملاقات شهدا کاریست بسیار سخت.

اما این دل دست بردار نبود و با التماس های پیاپی به آن آستان عشق واقعی،آن پدر قهرمان رویایی،کار خود را پیش برد تا اینکه بعد از هفته ای پر فراز و نشیب و تعلل پدر،بر هدفش مقرب گشت.

چشم های تنم شاهد آلبومی از پدر شد و اشکهای یتیم خرابه چشمم بی قراری کرد و چشم به این جهان گشود؛مرغ های محبت واژه هایم پر کشیدند و واژه های مهربانی را شکل دادند:

بابا جان این عکس ها دیگر چیست؟

پدر:اینها خاطرات روسیاهی من هستند.

این غریبه ها نامشان چیست؟

پدر نفسی عمیق با جرعه ای حزن انگیز بالا کشید و گفت:اینها یاران دوران آشناییند،آشنایی من از خود،آشنایی بوته از ریشه،شاخه از تنه،خلاصه اینها غریبه نیستند پسر جان،آشنایان دوران شیداییند؛شهیدان سید اولاد پیغمبر اجاقی، کرمی،حاجیان،طالبی،حیدری،ضیایی،ملاولی و... .

نام این شخص چیست،همین که محاسنش را حنا گذاشته،بابا این هم شهید شده؟

 

پدر:نه پسرم روسفید جبهه هاست،لیکن اسیر گیر دار و فتنه ی دنیاست؛ نامش، نام مقدس نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) و شناسنامه اش، شناسنامه پیروان روح الله است. الحق که طالب شهادت و شهامت و رشادت و ولایت است. نام «حاج محمد طالبی» از هر کلمه ای برای رزمندگان، شیرین تر و محبوب تر بوده و هست. اخلاقش همچو اخلاق مولا علی(علیه السلام)، روشش در زندگی حسنی(علیه السلام)، روحیه اش حسینی(علیه السلام)، در دفاع از ولایت و نظام اسلامی حقا که ابوالفضلی(علیه السلام) است. هنگام دفاع و جهاد و شهادت همچون یک بسیجی خاکی، خادم و غرق در خدمت بود و بعد از قبول قطعنامه با دلی آرام و روانی مطمئن این بار در جبهه ی نرم مشغول دفاع شد؛ مسجدنبی را پایگاهی برای ترمیم روح ترکش خورده ی جوانان قرار داد، آری او سنگری دگر،در استانی دگر احداث کرد؛خاکریزی بر علیه منافقین و ضد انقلاب ها،پادگانی برای نجات غیور مردان و پهلوانان کرمانشاه ،پایگاهی بزرگ برای انتشار اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه وآله)  ودفاع از ولایت مطلقه فقیه ایجادكرده است.

 «حاجی طالبی» بارها و بارها مورد آماج تیر و ترکش های دشمن بعثی قرار گرفت؛امادلیر مردیش باعث شد تا ارتش بعث عراق او را «شیر زرد» خمینی(ره) وببركردستان نام بنهد. حاج طالبی یک پهلوان و پهلوان صفت است .

رهبر معظم انقلاب به او نشان شجاعت داد و سید شهیدان اهل قلم او را «ببر کوهستان» نامید.  

او خود شهیدی است زنده

از غرب تا جنوب برای همه معرفه است به خصوص درغرب؛هنگام محاصره شدن نیرو ها توسط دشمن،همه شاهد حصر شکنی های اعجاب برانگیز او بودند.

صدام ملعون حاجی را در غرب مانعی مهم می دانست و جایزه برای شهید کردنش گذاشته بود؛ حاجی بعد از عملیات نصر ۷ از دستان مبارک آقا مدال فتح گرفت.

ای غروب خاک را آموخته

 ای چفیه ها ای چفیه های سوخته

ای زمین ای رملها ای ماسه ها

ای تگرگ تق تق قنا سه ها

جمعی از ما بارها سر داده ه ایم

عد ه ای از ما برادر داده ایم

در کویر مرگ شرجی مانده ام

ای جماعت من بسیجی مانده ام

پدر در مقام الگودهی خدمتی بزرگ برایم به ارمغان گذاشت،تا اینکه هرگز نتوانم جبران محبت هایش را به جا آورم؛الگویی که بارها و بارها روحیه ی جهادی را در وجودم تقویت کرد،با هر دیدار و تجدید میثاقی،یاد آن دلیران و مردان ارزشی آن شهیدان  والا مقام را در ذهنم به تصور و تصدیقی جدید تبدیل کرد.

سایه اش بالای سرمان مستدام

وجودش دلگرمی مولایمان

ان شاء الله تعالی...... .

برای دانلود دراینجا کلیک کنید


●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●


 

بهر فرج و ظهور مهدی فاطمه (عج) صلوات


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ


منبع :http://sedayar.blogfa.com/post/6



برچسب ها : حاج محمد طالبی ,


نویسنده : نوری سه شنبه 26 اردیبهشت 1391, 11:21 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا می دانید اولین شهید استان کردستان چه کسی می باشد؟

آیا می دانید اولین شهید استان کردستان

در کجا ودر چه زمانی به شهادت زسیده است؟

این شهید والا مقام کسی نیست جز

شهید خیرالله مومنی

شهید خیرالله مومنی در دوم آذر ماه سال ۱۳۵۷
در میدان اصلی شهر سریش آباد به درجه ی رفیع شهادت نائل گشت.

این شهید بزرگوار با خون خود اسلام را در کردستان زنده نگه داشت و موجب شد مردم روحیه ی جهادی خود را تقوت نمایند.

●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●

بهر فرج و ظهور مهدی فاطمه (عج) صلوات

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●

برای شادی ارواح طیبه ی شهدای کردستان، خاصه شهید خیرالله مومنی صلوات

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●



برچسب ها : اولین شهید استان کردستان ,



» تشییع پیکر مطهر جانباز شهید عبدالرضا حسن بیگی در قروه + عکس ( یکشنبه 25 فروردین 1392 )
» شاهرخ اورامی هنرمند و شاعر نامدار كردستانی رخ در نقاب خاک کشید ( دوشنبه 9 بهمن 1391 )
» تبریک ( دوشنبه 9 بهمن 1391 )
» شهدای غدیر91 ( دوشنبه 15 آبان 1391 )
» انفجار مین در مریوان ( یکشنبه 14 آبان 1391 )
» این عید به اهل دین مبارک ( شنبه 27 خرداد 1391 )
» شهید طاهر لطفی ( چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 )
» شهید« مجید لطفی» ( چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 )
» حاج محمد طالبی ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» اولین شهید استان کردستان ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» شهید اسماعیل کرمی ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» شهید اسماعیل کرمی ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» عکسهای شهدای سریش آباد ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» دانلود عکس شهدای سریش آباد ( سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 )
» شهید ناهید فاتحی کرجو ( سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 )
» سپاه پاسداران ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 )
» آشایی با گرو هك الحادی پژاك ( شنبه 2 اردیبهشت 1391 )
» شهدای زن کردستان ( پنجشنبه 31 فروردین 1391 )
» هیچ قدرتی نمی‌تواند نقش ایران در معادلات جهانی را نادیده بگیرد ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» پاسدار شهید حسن مدنی فر ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» پاسدار شهید محمد داربرزین ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» شهید رسول دژاهنگ ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» شهدای پاسدار کردستان شهدای امنیت و عزت هستند ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» شهیده ناهید فاتحی کرجوبه ( دوشنبه 28 فروردین 1391 )
» اطلاعیه ( جمعه 18 فروردین 1391 )
» That was Vrmqany ( پنجشنبه 3 فروردین 1391 )
» دومین جشنواره استانی وبلاگ نویسی حماسه نگاران بسیج کردستان به کار خود پایان داد ( پنجشنبه 25 اسفند 1390 )
» راه ما ... ( چهارشنبه 24 اسفند 1390 )
» اخلاص عمل ( سه شنبه 23 اسفند 1390 )
» شهادت ( سه شنبه 23 اسفند 1390 )
موضوعات

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


surooshn@yahoo.com

بسم رب المهدی(عج)

حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای
با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای
زیباتر ار این نام ندیدم به جهان
سید علی حسینی خامنه ای

**************************

شهدا شرمنده ایم!
و میان تو و خدا چه سری بود که خون خویش را به بهایش دادی و گذاشتی و گذشتی؟!
و من به چه می اندیشم که خونت را فرش راهم ساخته ام و میگذرم و نمیگذرم؟!
کاش منم مثل تو تموم زندگیم رو بریزم تو یه کوله پشتی و با خیال راحت سرمو بذارم رو خاک و چشمامو به تموم دنیا ببندم!
شهدا!
نمیشه دست ما رو هم بگیرید و ببرید پیش خودتون؟!
اینجا دیگه جایی برا زندگی کردن نیست! دیگه تو این شهر نمیشه نفس کشید!
شهدا دلمون تنگتونه!

ایجاد کننده وبلاگ : نوری

سایت شهید حاج احمد کاظمی
استخاره آنلاین با قرآن کریم

*

لینک ها